آدم ها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی؛


دوست بدار،


کاری که خدا با تو می کند ...




تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392 | 05:12 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.


بنده: خدایا !خسته ام! نمی توانم.


خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.


بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…


خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان


بنده: خدایاسه رکعت زیاد است


خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان


بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟


خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله


بنده:خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!


خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله


بنده: خدایاهوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم


خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم


«بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد»


خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده


او را بیدارکنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.


ملائکه:خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید


خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست


ملائکه:پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!


خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو


نماز صبحت قضامی شود خورشید از مشرق سر بر می آورد


ملائکه:خداوندانمی خواهی با او قهر کنی؟


خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…


«بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم


که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری»


www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS



تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392 | 05:09 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
آدم ها فقط آدم هستند،نه بیشتر و نه کمتر...


اگر کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی آن ها را شکسته ای 

و اگر بیشتر ازآن حسابشان کنی،آن ها تو را می شکنند.



بین این آدم ها،فقط باید عاقلانه زندگی کرد،

نه عاشقانه..



مخاطب خاص




تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392 | 05:04 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
شده بعضی وقتا یهو دیگه دوستش نداشته باشی؟

به خودت می گی اصلاً واسه چی دوستش دارم؟

مگه کیه؟

مگه واسم چیکار کرده؟

مگه چی داره که از همه بهتر باشه؟

... ... ... اصلاً من که خیلی از اون بهترم....

بعد به خودت می خندی که اصلاً واسه چی اینقدر خودتو اذیت کردی؟

یهو، یه چیزی یادت میاد....

یه چیز ِ خیلی کوچیک....

... یه خاطره....

یه حرف....

یه لبخند....

یه نگاه....

و بعد....

همین....

همین کافیه تا به خودت بیای و مطمئن بشی که

نمی تــــــــــونی فراموشــــــش کنی



مخاطب خاص



تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392 | 04:59 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
خواستن ....

توانستن نیست !

هر چقدر فراموش کردنِ تو را خواستم ....

نتوانستم ... !!!



تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 07:29 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات


تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 07:28 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
غمگینم همانندِ..


جوان ِ لحظه ی اعدام ; بـــه گریــه مـادرش میــخـندید ;


خاطرش آمد بچگی اش گفته بود : خنده ات آرامم میکند ....!



تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 07:24 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
گاهی وقت ها تو زندگی ،



میرسی به یه جایی که بن بست نیست



اما دیگه …



مقصد نداری…!



تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 07:17 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
جـنـگل هـم بـود تـمـام میشـد ...


دلــــم امــــــــــــــا ...

مــــــــــی ســـــــــــــــــوزد و 

مــــــــــی ســـــــــــــــــوزد و 

مــــــــــی ســـــــــــــــــوزد ...



تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 07:16 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
چه حـرف

بی ربـطیست

کـــه مــرد

گریـــه نمــی کند !


گاهـــی آنقدر بغــــض داری ...

کـــه فقـــط


بایــد مـــرد بــاشـی

تـا بتوانی گریـــه کنـــی



تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 07:08 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات

خدایا ...
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم/
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم/
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم/
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم/
بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم/
مرا ببخش.....


تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 07:05 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات

ﺗﻮ
ﺁﺭﯼ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻡ
ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭﯼ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻝ ﻋﺸﻘﺖ
ﺗﮑﺎﻥ ﺑﺨﻮﺭﺩ
ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻗﻠﺐ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺵ
ﺩﺭﺣﻀﻮﺭ ﻫﻢ ﺟﻨﺴﺎﻧﺶ ﭼﻨﺎﻥ ﻫﻮﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ
ﮐﻪ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﻗﺮﺹ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ....
ﻣﻦ ﺟﺎﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺕ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ!



تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 07:03 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
همینکه ازکنارم رد شوی کافیست!!!

مرابه آرامش میرساند...

حتی برخوردسایه هایمان.




تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 07:01 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات


تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 06:45 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
خداوندا....

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از شکرت باز می ایستد !!...

تقصیری ندارد...

قاصر است

کم می آورد در برابر بزرگی ات...

لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت

در دلم اما همیشه

ذکر خیرت جاریست !!....



تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 02:30 ب.ظ | نویسنده : نازی کوچولو | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic